أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
170
قانون ( فارسى )
و بدان ! كه آب سرد براى اعصاب خوب نيست كه نمىگذارد رطوبتها در عصب هضم شود و خام مىماند . قارچ چمنى ( غاريقون ) براى تقويت و گرم كردن و پاكسازى كردن عصب بسيار مؤثر است . فصل سوم فلج و فروهشتگى ( سستى ) كلمهء فالج دو مفهوم دارد : عمومى و خصوصى . فالج بهطور مطلق سستى و فروهشتگى در اندامى از اندامان است . فالج خصوصى سستى فراگير در طول يك نيمه از بدن است . گاهى اين سستى و بىحركتى از گردن شروع شده ، رخساره و سر سالمند . گاهى سراسر نيمهء بدن را از سر تا پا دربرگيرد ، كه در زبان عرب فالج همين قسمت دوم است . فلج در زبان عرب اشاره به نيمهء جسم است . اگر ما فالج را به معنى سستى و از كار افتادگى به كار برديم ، منظور اين است كه هر دو نيمهء بدن به جز سر ، فالج شده است ، زيرا اگر سر مبتلا شود سكته روى مىدهد . و شايد فلج فقط يك انگشت را شامل باشد . آشكار است كه در حالت فلج شدن حركت و حس از كار مىافتند . زيرا روان حسى يا جنبشى يا از نفوذ در اندامان بازمىمانند يا نفوذ مىكنند ، ولى عضو بيمار يا اعضاء از آن استفاده نمىكنند زيرا به مزاج فاسد مبتلا شدهاند . مزاج تباه ، يا گرم يا سرد يا رطوبتى و يا خشك است . چنين مىنمايد كه گرمى مزاج مانع اثر گذاشتن حس بر آن نيست مگر اينكه زياد از حد گرم باشد . چنانكه مىبينى آدمهاى افسرده و گرفتار به بيمارى « دق » با اينكه حرارت زياد دارند ، از حركت و حس نمىافتند . مزاج خشك نيز به مزاج گرم نزديك است . مزاجى كه حس و حركت را از كار مىاندازد ، در اكثر رطوبت و سردى است ؛ زيرا سردى ضد روان است ، روان را سرد مىكند . بعيد نيست كه رطوبت ، اندام را كند حركتى بخشد . سردى و رطوبت بدون ماده حركت را منع مىكنند . اما مىتوان به وسيلهء گرم كردن آن را تلافى كرد . فالج تنها اين نيست كه تمام بدن يا نصف يا اكثريت بدن را شامل شود ، ممكن است تنها يك عضو از اعضاى بدن فالج گردد . چنين مىنمايد كه اكثرا فالج و سست شدن از حبس شدن روان است . حبس شدن روان از راهبندان يا جدايى افتادن در بين مسامها و نرسيدن روان به اندام است . از بريدگى راهبندان يا از به هم آمدن و ترنجيدن مسامات است . يا خلطى هست كه چيره شده و مانع نفوذ روان گشته است . يا از ورم مىباشد ؛ كه هر دو حالت را شامل است و سبب سستى مىشود . فلجى كه روان را از اعضاء قطع مىكند ، از ترنجيدگى مسامات يا پرى ( امتلاء ) ، يا ورم يا از هم پاشيدن تك عصب است .